استخوان سوخته

مي آيي اي دلاورم اما سرت کجاست
آن دست هاي گمشده در سنگرت کجاست
در شعله بار صاعقه، اي باغ لاله خيز
آن رنگ و بوي و روي گل پرپرت کجاست
سربند يا حسين تو کان روز گرمجوش
با دست خويش بست به سر مادرت کجاست
آن ساق پاي خسته که چون ساقه هاي عرش
افتاده بود از کف مين در برت کجاست
چشمي که بوسه گاه پدر بود همچو مهر
در خاکريز معرکه ي سنگرت کجاست
ميايي و دو پاره تن اهدا به کربلاست
آن پاره هاي ديگري از پيکرت کجاست
چون سرو ايستاده به سنگر شدي کنون
اي استخوان سوخته، خاکسترت کجاست
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 14:55 توسط محمد قدرتي
|






